خشونت علیه زنان معلول «دست بر روی آلت تناسلی»

زنان معلول تقریبا دو یا سه برابر بیشتر از زنان غیرمعلول مورد خشونت خانگی قرار می گیرند.اورژانس زنان در شهر هانوور تلاش می کنند که با پروژه هایی مانند «راهکارهای جلوگیری از خشونت های جنسی برزنان.“ به زنان معلول کمک رسانی کنند.

کلودیا چودینسینس ۵۱ سال دارد و بعنوان مددکاراجتماعی در این اورژانس کار می کند.

در اینجا مصاحبه ای با خانم کلودیا چودینسینس را می خوانید:

سوال: خانم چودینسینس میتوانید بگویید که آیا خوابگاه ها برای زنان معول می تواند خطرناک باشد؟

جواب: بله، تجربه ثابت کرده که این زنان در خوابگاه ها اغلب امنیتی ندارند. در آنجا اشکال مختلفی از نقض مرزها،بدرفتاری عاطفی و یا سوء استفاده جنسی برزنان اعمال می شود.

سوال: چه کسی خشونت رابراین زنان اعمال می کند؟

جواب: بعنوان مثال، توسط هم اتاقی ها یا کارکنان. افرادی هستند که بطور خاص و آگاهانه خودشان را برای اینگونه مشاغل معرفی می کنند، چرا که در آنجا قربانیان بالقوه خود را میتوانند پیدا کنند. علاوه براین خشونت های ساختاری نیز در این خوابگاه ها وجود دارد. این ساختارها مستبدانه،برای اعمال قدرت و کنترل هستند.زنان معلول ممکن است همه یا برخی از این بدرفتاری ها را هرروزه تجربه کنند. کی غذا خورده میشود، چه وقت من حریم شخصی دارم؟ اکثرا آنان اتاق تکی ندارند. مهم تراز همه خشونت های ساختاری معمولا می تواند بعنوان مثال مراقبت های حیاتی باشد یعنی که دارو یا مواد غذایی را از شخص دریغ کنند..

سوال: و خشونت های جنسی؟

جواب: زنان معلول در مقایسه با دیگران بیش از دوتاسه برابر خشونت های جنسی را تجربه می کنند. افراد معلول معمولا وابستگی زیادی به دیگران دارند، بعنوان مثال به خانواده یا پرستارها. به همین دلیل نزدیکی خاصی مابین آنان وجود دارد که ممکن است ناآگاهانه به ندیده گرفتن مرزها منجر شود.

سوال: تا چه حد؟

جواب: بعنوان مثال زمانی که حمام می کنند، برایشان عادت شده که پرستار یا … بدون هشدار به آلت تناسلی شان دست بزنند. یا اینکه روی توالت نشستند و در توالت باز است. برخورد با حریم خصوصی آنان با بی احتیاطی تمام صورت می گیرد.

سوال: قربانیان معمولا افرادی با ناتوانی ها جمسی یا روحی هستند؟

جواب: همه را در برمی گیرد، بخصوص افرادی که مبتلا به بیماری های روانی و یا ناشنوا هستند.

جواب: زنان با بیماری های روحی معمولا لابی ندارند. هنگامی که یک زن اسکیزوفرنی پیش دکتر خانوادگی اش می رود و می گوید: کسی او رابه شکل بدی لمس کرده. دکترش فکر می کند که این واقعی نیست و حاصل تصورات این زن می باشد. علاوه براین، این زنان اغلب خودشان را در معرض خطر قرار می دهند، برای اینکه می خواهند با دیگران تماس برقرار کنند و بعدا می فهمند که ندیده گرفته شده اند و یا مورد سو استفاده های جنسی قرار گرفته اند. این شامل زنان ناشنوا هم میشود. علاوه براین شرایط وقتی دشوارتر می شود که شخص نمی تواند صحبت کند و می بایستی اما توضیح بدهد که چه چیزی برایش پیش آمده است.

سوال: آیا این موسسات اجتماعی مکانیسم های کنترل در برابر تجاوزهای جنسی را دارند؟

جواب: در بخش های اجتماعی متداول شده که اشخاص (پرستاران یا کارمندان) می بایستی از پلیس گواهی نامه ای ارائه بدهند. البته در آنجا موارد مانند تحت تعقیب بودن، قید شده است. متاسفانه مکانیزم های کنترل که واقعی باشند در این موسسات وجود ندارد. ما نمی توانیم که سلامت روانی اشخاص را قبلا مورد آزمایش قرار بدهیم. وقتی موسسات مراقب باشند، مجرمین ترس خواهند داشت. چیزی که در رابطه با معلولین می تواند کمک کند، اول از همه یادبگیرند که استقلال بیشتری داشته باشندو خودشان از خودشان مراقبت کنند، با این شیوه آنان میتوانند مرزه نزدیکی و فاصله را خود مشخص کنند.

سوال: در این بخش زنان هم کار می کنند، حالا مجرمین بیشتر زنان هستند یا مردان؟

جواب: معمولا خشونت های جنسی را بیشتر مردان اعمال می کنند تا زنان. البته زنانی هم هستند که بامردان همدستی می کنند، به این شکل که از خشونت های جنسی می دانند ولی چیزی نمی گویند.

سوال: آیا زنانی هم وجود دارد که خشونت اعمال می کنند؟

جواب: این امر معمولا کمتر عمومی میشود، برای اینکه برای قربانیان تحقیرآمیز است. لمس کردن بیش از حد طبیعی هم توسط زنان هم رایج است.

کمتر در این مورد بحث و گفتگو میشود، برای اینکه این تفکر وجود دارد که معلولین نیازهای جنسی ندارند.

بله، این ها اسطوره های معمولی حساب میشوند: گفته می شود که آنان در موسسات مختص خودشان هستند و آنجا جای امن و مطمئن است. و یا معلولین زشت هستند و کسی دلش نمی آید آنان را لمس کند. هیچ کس علاقه ای به این کار ندارد

سوال: زمانی که شما در اورژانس زنان آغاز به پروژه ی «راهکارهای جلوگیری از خشونت های جنسی برزنان معلول» کردید، پرونده ای در این موارد در دست داشتید؟

جواب: ما حدود ۱۵ سال میشود که از زنان معلول حمایت می کنیم. موارد در این رابطه زیاد است. من به زنی معلول فکر می کنم که بیماری شدید روحی داشت و با سرپرستش پیش ما آمد. او به این نتیجه رسیده بود که دیگر اجازه ندهد توسط زنان شسته شود.

سوال: چه عکس العملی نشان دادید؟

ما با مجسمه ها بازی کردیم. این زن خیلی محدود میتوانست صحبت کند. او مجسمه اش را تمام مدت در شن فرو کرد، می خواست خودش را پنهان کند. و شروع کرد یک عروسک مرد را به عروسکش مالیدن. واضح بود که از یک مرد ترس داشت. جزئیات دیگر مهم نبود. او اجازه نداد توسط این مرد دیگر شسته و شو شود و با این کار خواست این مرد را از سر خود وادارد.

سوال: نباید شما پی ببرید که چه اتفاقی افتاده تا از حملات بعدی پیشگیری بتوانید بکنید؟

جواب: هدف همین است ولی جزئیات مهم نیستند. موضوع این نیست که او به این زن تجاوز کرده یا او را لمس کرده …

سوال: اما جزئیات که چه کسی این کار را کرده، مهم است.

جواب: در این زمان نه مهم نیست. در مرحله اول مهم است که اول درک بشود، چه اتفاقی دارد رخ می دهد. در موسسات دیگر می توانستند بگویند: او خودش را نمی شوید؟ بنابراین باید بزور او را شست. این مهم است که این زن خوش شانسی آورده بود که سرپرستش حساس بوده که الان برای مشاوره اینجا آمده اند. همین سرپرست بعدا متوجه شد که یکی از هم اتاقی ها اعمال خشونت می کند

سوال: چطوری با قربانیان رابطه برقرار می کنید، وقتی که خود سرپرستان اغلب مجرم هستند؟

این معضل است. گروه کاری ما از کارشناسان، قربانیان و خانواده هایشان تشکیل شده است. زمانی دشوار میشود که قربانیان در محیطی که زندگی می کنند توسط خانواده یا فامیل مورد سواستفاده های جنسی قرار می گیرند. در یک مورد در کارگاهی یکی از همکاران متوجه شد که زنی که آنجا کار می کند توسط پدرش مورد سواستفاه جنسی قرار می گیرد.

سوال: خوب در این حالت شما چه کار می کنید؟

جواب: این زن هرگز حاضر نمی شد که برعلیه پدرش شهادت بدهد. ما باید این را تحمل کنیم. این زن نمیتواند تغییری در وضعیت زندگی اش بدهد. او می خواهد در محیط خانواده گی اش به زندگی ادامه بدهد و کار پدرش را تحمل می کند. ما نمی توانیم برای او تصمیم بگیریم وقتی که او سرپرست دیگری را نمی پذیرد. این هم یک نوع خودمختاری است

سوال: زنان چطوری می توانند از خود در مقابل خشونت دفاع کنند؟

مهم این است که اطلاعات داشته باشند. این اطلاعات شامل توضیحات کاملی در مورد مسائل جنسی می بایست باشد. موسسات مدرن خودشان دسترسی به اینگونه اطلاعات دارند و یا اینکه از موسسه دیگری کمک می گیرند. ما نیز آموزش هایی برای دفاع از خود عرضه می کنیم. مربی ون ـ دو که با ما کار می کند، می تواند به با زبان اشاره ای با زنان صحبت کند

سوال: آیا این کمک می کند که زنان دیگر نقش قربانی را نداشته باشند؟

جواب: بله، ولی مشروط. هر کسی نمی تواند اینطور رفتار کند. برخی از زنان معلول از لحاظ جسمی آسیب پذیرتر از زنان معمولی هستند و ممکن است کمتر قادر به فرار و یا محافظت از خود در برابر حملات خشونت آمیز باشند.اگر یک زن نه تنها از نظر ادراکی مشکل دارد و حتی در صندلی چرخدار می نشیند، برای او سخت است که از خودش دفاع کند.

زنی نابینایی برای مشاوره به پیش من آمده بود که حتی با یک عصای نابینایان نیز پرهیز می کند که دم در برود، چرا که در این حالت میتواند یک قربانی باشد. او با بدبختی تمام زندگی را طی می کند و این فقط شامل او نمی شود. این زنان سعی می کنند که معلول بودن خود را پنهان کنند، چرا که معلولیت آنان، از آنان به سادگی یک قربانی می سازد.

ترجمه از سارا نبوی

https://www.taz.de/!5467464/

Advertisements

پیرامون » قانون وظایف جدید پلیس» بک گراند به شدت نژاد پرستانه و خارجی ستیز ، تاثیرات آن روی مهاجرین و پناهندگان

در نیمه ماه می اواخر اردیبهشت – در ایالت بایرن قصد تصویب یک قانون را دارند که به احتمال بیش از ۶۰ درصد , قصد تصویب یک قانون را دارند که به «وظایف جدید پلیس» PAG نامیده میشود. البته (حزب CSU ) توصیه می کند که ۳ ایالت مهم دیگر آلمان هم  ( نورد راین وست فالنبادن وتنبرگ و ساکسن)  این قانون را تصویب کنند.
بر طبق این قانون که بیش از ۱۶ ماده و تبصره دارد دست نیروهای پلیس بشکل منحصر بفردی باز گذاشته میشود.

  • در آینده پلیس میتواند افرادی را که حتی بدون دلیل خاصی مورد سوء ظن قرار می گیرند، زیرنظر گرفته، تلفن هایشان را گوش کرده، نامه هیشان را خوانده، اطلاعات در باره شان جمع آوری کرده و ضبط کنند.

 

  • طبق این قوانین پلیس میتواند با استناد به تشخیص مامور خود مبنی بر «خطرناک بودن چهره» فرد یا افرادی را در هر جایی کنترل مدرک شناسایی و بازداشت کند. قبلن اگر برای بازداشت افراد مدرک لازم بود در آینده دیگر نیازی به مدرک نیست، کافی است که پلیس بگوید که امکان خطر جرمی در آینده وجود دارد.
    سابق بر این همه شهروندان غیر آلمانی در هر نقطه ای با این تهدید روبرو بودند که جهت شناسایی «مهاجرین غیر قانونی» کنترل مدرک شناسایی شوند. پس از تصویب این قانون دیگر به صرف قیافه «خطرناک» (ممکن است که بدلیل ریش و یا لباس عربی داشتن) مورد سوء ظن قرار پلیس قرار بگیری و   دستگیر بشی.

 

  • سابق بر این به دلیل هر دستگیری که هنوز جرم محرز نشده باشد پلیس بیش از ۲۴ ساعت اجازه بازداشت را نداشت و میبایست یا متهم را به دادگاه ارجاع دهد و یا تا زمان دادگاه آزاد کند.پس از تصویب این قانون پلیس میتواند تا ۳ ماه بازداشت موقت داشته باشد!! و طبق صلاحدید پلیس و نه مرجع قضایی , این ۳ ماه میتواند که چندین بار تمدید شود.

 

  • یکی دیگر از مواد این قانون سرشماری از افرادی است که پرونده روانکاوی معالجه روانی دارند. و تهیه لیستی از آنها توسط پلیس تحت عنوان «افرادی با پتانسیل خطرناک«. یعنی تمام زنان فارغ از خارجی یا آلمانی بودن که پس از یا در طول دوره بارداری با مشکلات دپرسیون مواجه میشوند و روانکاوی میکنند نیز در این لیست جای میگیرند. در ضمن اکثریت مهاجرین و پناهندگان بدلیل تبعیض های گسترده نژادی و اجتماعی , تنهایی , تاثیرات روانی فرار از جنگ و به روانپزشک , مشاوره روانی و روانکاوی مراجعه میکنند. از این پس همه در لیست هستند.

توجه داشته باشید که این قانون در پارلمان های ایالتی کشوری در حال صحبت کردن درباره آن است که تا قبل از ۱۹۴۵ در اینجا معلولین ذهنی , جسمی , اوتیست ها و دیگر بیماران روحی یا روانی کشتار شدند.
در جریان رقابت های انتخاباتی سال گذشته* در آلمان یکی از مواردی که حزب فاشیستی «آلترناتیو برای آلمان AFD » مطالبه میکرد ,یکسان سازی جرم انگاری از نیروهای ضد فاشیست به مثابه خطر تروریستی بود.

  • اینک دولت حزب سوسیال مسیحی CSU در بایرن (حزب خواهر دموکرات مسیحی آلمان CDU به صدر اعظمی آنجلا مرکل) در این قوانین قصد دارد که لیستی از نیروهای ضد فاشیست , ضد سرمایه داری ( یا به ادبیات خودشان چپ رادیکال) که در تظاهرات ها دستگیر میشوند تهیه کند تحت نام «افراد با پتانسیل خطرناک» .( البته این لیست از چندی قبل وجود داره ولی در عام در موردش صحبت نمی شده است. تا جریانات نشست سران کشورهای صنعتی در شهر هامبورگ)

طرفداران لیبرالیسم پارلمانی و دمکراسی توجه کنید که ما به کدام سمت حرکت می کنیم و آیا می بایستی با تمام تجاربی که در حال حاضر در سراسر جهان میشود بازهم می بایستی شعار انتخابات و دمکراسی داد!

Solidarität mit Sohail Arabi – Gefangenem des Iran im trockenen Hungerstreik

27867146_2028888900665904_4036880426103761858_n

Am Frauenkampftag dem 08. März, haben wir die iranische Botschaft besetzt. An der Fassade wurde von uns, neben anderen Gefangenen, das Potrait von Sohail Arabi entrollt. Sohail Arabi ist Anarchist, Internet-Aktivist und Gefangener des iranischen Regimes. Er befindet sich in einem trockenen Hungerstreik. Dafür hat er sich vor allem entschieden, um gegen die Gewalt und Folter an Golrokh und Athena (zwei andere Gefangene des iranischen Staates) und deren Verlegung in einen anderen Knast – der für seine noch grausameren Haftbedinungen bekannt istzu protestieren. Im September letzten Jahres hat er seine 7 ½ jährige Haftstrafe abgesessen. Zu dieser wurde er verurteilt, da er in sozialen Medien das iranische Regime kritisiert hat. Trotzdem wurde er nicht entlassen.

Sohail Arabi geht nicht davon aus, dass er den trockenen Hungerstreik überleben wird. In einem Brief hat er seine letzten Wünsche formuliert. Er schreibt an die iranischen Behörden:

Ihr habt meine Rechte verletzt, ich habe darauf verzichtet, lasst mich meine Organe spenden. Ich weiß nicht, ob ich mehr als zwei Tage überleben werde. Ich esse und trinke nicht und erlaube euch nicht mir Infusionen zu geben.

Ich hätte nach den Regeln des Gefängnisses am 7. September freigelassen werden müssen, aber ich bin immer noch hier. Meine Rechte wie z.B. auf ein Bett und die Trennung von andere Gefangenen, gemäß den Regeln der Gefängnisorganisation wurden verweigert. Wie viele politische Gefangene bin ich dazu gezwungen mit andere Gefangene, die vom Regime zu Belästigung und Demütigung angestiftet werden, zusammen zu sein.

Nachdem ich in nach Teheran ins Gefängnis gekommen bin, wurde mir mehr als dreimal mit dem Tod und der Vergewaltigung gedroht und ich konnte mich nur schwer verteidigen. Wir werden von Wächtern, aufgehetzten Gefangenen und Krankenschwestern beleidigt und wenn wir darauf antworten, sagen sie, dass es uns an Moral mangelt.

Unser Verbrechen ist, dass wir vor Grausamkeit nicht schweigen können. Jetzt, wo ich nicht frei bin und mir nicht erlaubt wird; neben meinen Freunden wie Arash oder Manouchehr zu leben, die mich verstehen können, möchte ich wenigstens meine Organe spenden.

Großes Gefängnis von Teheran – März 2018

اعلام همبستگی با تمامی اعتراضات مردمی درایران سفارت سابق ایران در شهر بن اشغال شد

 

 
بیانیه اشغال ساختمان سفارت سابق ایران در شهر بن ـ اعلام
 همبستگی با اعتراضات مردم در ایران
DXxz-KwXcAAUObx
امروز ما در حمایت با قیام و اعتراضات مردم در ایران، ساختمان سفارت سابق ایران را در شــــــهر  بـــــــن
 اشغال کردیم. 
چند ماهی است که مردم در ایران دوباره به خیابان ها رفته و برعلیه رژیم تظاهـرات می کنند. برای اعتراضات
 دلالیل بسیاری وجود دارد. اعتراض کنندگان علی رغم خطر دستگیری، شکنجه و حتی مرگ همچنان به اعتراضات خود ادامه
 می دهند. خواسته های مردم شامل شرایط کاری بهتر، آزادی زندانیان سیاسی، کاهــش قیمت مواد غذایی، هزینه ـ
  های گرمایش و اجاره خانه است و از طرفی خشم مردمی که اندوخته شان بدلیل ورشکستگی بانک ها به بادفنا
 رفته است. گروه های مختلفی در این جنبش شرکت دارند از جمله طرفداران پسـر شاه که امید دارند مقامات فعلی
 را با حکومت اقتدارگر دیگری جایگزین کنند. گروهی که خواهان دموکراسی بـه سبک غربی است و همچنین گروهی
 دیگر که برای یک جامعه ی کاملا متفاوت یعنی برای پایان روابط سرمایه داری مبارزه می کنند.

DXxpgsJWsAAH_RT
ما می خواهیم صرف نظر از انگیزه هایی که وجود دارد از کسانی حمایت کنیم که به علت اعتراضات در معـــرض 
سرکوب وحشیانه رژیم قرار گرفته اند. یکبار دیگر زندان ها از افرادی مملوع شده که از خود شجاعت سازماندهــی 
و ایستادگی را نشان داده اند. طبق گزارشی از رژیم از آغاز اعتراضات بیش از ۳۵۰۰ نفر دستگیر و حتی بیش از ۵۰
نفر مبارزه شان را به قیمت جان خود پرداخت کرده اند. و اما فعالین معتقدند که تعداد دستگیری و کشتارها بطور
قابل توجهی بالاتر از این هاست که رژیم اعلام کرده است.

برای سرکوب و امحای مخالفین به یک دستگاه نظارت و کنترل پیشرفته نیاز است به همین دلیل رژیم آپارتاید و 
سرکوب جمهوری اسلامی از شرکتهایی مانند نوکیا و زیمنس با سرمایه گذاری مشترک آلمانی یا شرکت فنلانــــدی 
نوکیا برای دستیابی به تکنولوژی مناسب کمک می گیرد. دولت آلمان برای حفظ و گسترش سودآوری در چرخـــــه 
سرمایه در این زمینه هیچ مشکلی با همکاری شرکت های آلمانی با "رژیمی دسپوتیک" همچون رژیم جمــــــهوری
اسلامی ندارد.

ساختمانی که ما تصرف کرده ایم هنوز متعلق به دولت ایران است و ما می خواهیم طی روزهای آینده فضایــــی
برای بحث و گفتگو و کمک برای رهایی مردم ایران ایجاد کنیم. از شما دعوت می کنیم برای بررسی وقایع در ایران،
برنامه ریزی آکسیون ها و حمایت بیشتر به خانه اشغالی بیایید.

گروهی از آنارشیست ها

08.03.2018
https://www.general-anzeiger-bonn.de/bonn/bad-godesberg/Beh%C3%B6rden-wollen-Iranische-Botschaft-in-Bonn-nicht-r%C3%A4umen-article3802308.html