دیوار نویسی در ایران سال ۱۳۹۶

Advertisements

برف می بارد

برف می بارد

هواخوری بامدادی اجباری نیست، راه پله انباشته از دود و پناهگاه انبوه دودمندان سیگار بر لب گریزان از برف و سرما است.

برف می بارد

من با دیگران فرق دارم، برای ثابت كردن این حقیقت به دیگران و بیش از همه به خودم به زیر برف میروم  و به قدم زدن در طول حیاط هواخوری می پردازم.

برف می بارد

همراه با قدم زدن، اندیشیدن آغاز می شود.اندیشه ام در حال و گذشته و آینده به پرواز در می آید. اینجا بودن من در حال، چرایی آن در گذشته، و آینده ای كه امید برای بیرون رفتن را در خود آبستن است.

برف می بارد

از میان ۳۰۰ هم بند تنها من در زیر برف قدم می زنم. تنها در زیر برف قدم زدن با تنهایی فرق دارد. سالیان زندگی من پر از تنهایی بوده.

برف می بارد

به كودكی می روم و آرزوهای بسیار كه هیچ كدام بر آورده نشد. آرزوی خلبان شدن، معلم شدن، پلیس شدن، نظامی شدن …. . اكنون به این باور رسیده ام برای رسیدن به خواسته ها باید توانایی داشت.

«خواستن توانستن نیست، توانستن خواستن است»

كاش می شد اكنون برای گذشته و كودكی مان آرزو می ساختیم تا از برآورده شدن آنها مطمئن باشیم.

من از كودكی آرزو داشتم لوله كش شوم

من از كودكی آرزو داشتم در زندان همیار شب باشم

من از كودكی آرزو داشتم دچار شكستگی پا می شدم

من از كودكی آرزو داشتم در حیاط هواخوری، تنها، زیر برف قدم بزنم

برف می بارد

بیانیه‌ی حلقه‌ی آزاد تهران درباره‌ی خیزش دی‌ماه مردم ایران

از ماه‌ها پیش، اعتراضات مختلف مردمی در تهران و سایر شهر‌های ایران برگزار شده است. اعتراضاتی مانند اعتراضات کارگران در اراک، اصفهان، آذربایجان و دیگر نقاط، اعتراضات مردمی در دفاع از زندانیان سیاسی، اعتراضات مال‌باختگان صندوق‌های مالی و اعتباری و حرکات اعتراضی زنان نسبت به محدودیت‌های اجتماعی مانند حجاب اجباری. در روز هفتم دی در مشهد جنبش اعتراضی جدیدی شکل گرفت که در آغاز محوریتی معیشتی داشت: گرانی، کمبود، بیکاری و دشواری‌های معیشتی. به زودی دامنه‌ی این اعتراضات به شهرهای دیگر و از جمله تهران کشیده شد.

آن چیزی که از آغاز موج جدید حرکات به چشم می‌خورد، تناقض و ابهام در شعارهای طرح‌شده از سوی معترضین بود. تناقضی که بسیاری را با سوالاتی از این دست مواجه کرد که خواسته‌ی معترضان چیست و چه کسانی در این اعتراضات درگیر شده‌اند. در این فضای مبهم و تیره، پاره‌ای تردیدها و شبهه‌ها به وجود آمده است که این جنبش‌ها را به لایه‌هایی از حاکمیت، گروه‌های خارجی و نظایر آن نسبت می‌داد؛ خصوصا آن که برخی شعارهای مشخص، با ادبیاتی مشخص، ایده‌ی نزدیکی بخش‌هایی از جنبش را با گروه‌های خاص سیاسی خارج‌نشین تقویت می‌کرد. هرچند تناقض در شعارها عموماً تایید یا رد چنین دیدگاهی را ناممکن ساخته است. شاید به دلیل همین شبهه‌ها بوده است که بیشتر گروه‌ها و تشکل‌های کارگری و دانشجویی که در این مدت پرچمدار فعالیت‌های اعتراضی بوده‌اند، سکوت یا اعلام مواضعی غیرمتعین را ترجیح داده‌اند.

از سوی دیگر برخورد حاکمیت با این رویدادها هم ابهام و تناقض در ادراک را افزایش داده است. در حالی که حضور پررنگ نیروهای امنیتی در شهرها حکایت از تلاش برای سرکوبی اعتراضات دارد، اما دست‌کم در تهران، در مقایسه با رویدادهای مشابه در سال‌های گذشته، شکل سرکوب آرام‌تر بوده است. گویی بخش‌هایی از نیروهای امنیتی اصرار بر سرکوبی سریع و قاطع اعتراضات نداشته‌اند. هم‌چنین نبود واکنشی از سوی مراجع عالی نظام، آن هم در شرایطی که بیش از پنجاه شهر کشور دستخوش اعتراضات بوده‌اند، تردیدها را افزایش داده است.چنین سطح و شکلی از برخورد، به گمانه‌هایی دامن می‌زند که بعضا به اختلاف و شکاف میان اجزای حاکمیت دلالت دارند.

مشاهدات میدانی نشان از آن دارند که شعارها و رفتارها در سطح شهر تهران هم به همین تناقض و ابهام دچار است. در حالی که شعارها در برخی نواحی رنگ و بوی سیاسی بیشتری داشت (شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» و «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا/دیگه تمومه ماجرا»)، در نواحی تمرکز نیروهای دانشجویی بیشتر شعارها بر مطالبات صنفی/سیاسی دانشجویی و اعتراض به برخوردهای امنیتی با اعتراضات متمرکز بود و در نواحی دیگر، با تمرکز گروه‌های غیرمتمرکز و کم‌جمعیت‌تری از جوانان، شعارها از حالت معمول خود خارج شده و بیشتر به دشنام‌گویی و ابراز خشم، همراه با اقدامات عملی تمایل می‌یافت.

به باور ما، حکومت و مسأله‌ی حاکمیت جمهوری اسلامی، مسأله‌ای بومی است. نابسندگی و بی‌کفایتی این نظام هم تنها در بستر ادراکی تاریخیبومی قابل ارزیابی و نقد است. نگاه و تحلیل وضع موجود بر بستری استعماری، از یک‌سو حلقه‌ی تکرارشونده و معیوب تاریخ معاصر ایرانی را تکرار می‌کند و از سوی دیگر، مسأله‌ی داخلی مخالفت و مبارزه را به مسأله‌ای بیرونی و غیرحقیقی تبدیل می‌کند. بدیهی است این نگاه، که محوری در تحلیل‌های این بیانیه است، تأثیرات متقابل میان امر داخلی، منطقه‌ای و خارجی را منکر نمی‌شود، اما بر این باوریم که مسأله‌ی داخلی نیازمند راه حلی داخلی و غیر استعماری است. نقش آمریکا و دیگر دولت‌ها در به وجود آمدن و اوج‌گیری بحران سوریه (از طریق مسلح کردن گروه‌های تمامیت‌خواه) نمونه‌ای از نگره‌ی استعماری و غیربومی است که نباید به فراموشی سپرده شود.

از سوی دیگر، تقلیل دادن حرکتی در این مقیاس، به تلاش‌های یک گروه یا جریانی در درون حاکمیت برای مخالفت و تلاش برای سرنگونی دولت را توجیهی ساده‌لوحانه می‌دانیم. پذیرش شکافی تا این حد ژرف میان دولت و حاکمیت، که بر اساس آن یکی از دو طرف حاضر به سازمان‌دهی و تدارک چنین شورشی علیه طرف دیگر باشد، از نظر ما نه یک توهم، که عملی سیاسی برای پنهان کردن شکاف اصلی، میان حاکمیت و توده‌ی مردم است. به باور ما، هر عمل مبتنی بر کنشگری مردمی، به یک اندازه برای هر دو طرف هزینه به همراه داشته و دارد.

به باور ما، جریان خیزش مردمی در ایران، جریانی است که باید در متن منحصر به فرد اقتصاد سیاسی ایران، و حتی دقیق‌تر از آن، در متن و پس‌زمینه‌ی سیاسی و اقتصادی هر حوزه‌ی جغرافیایی مورد بررسی قرار گیرد. تمایز و تناقض موجود در شعارهای شهرهای مختلف و نواحی مختلف شهر تهران را می‌توان در همین بستر مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. در چنین شرایطی، نمی‌توان به سرعت و به دقت تحلیلی جامع ارائه داد، اما برداشت عمومی ما چنین است که در محیطی فاقد سازمان‌دهی، فاقد گروه‌های مرجع حاضر در میدان و بدون سوگیری مشخص در مطالبات و پس‌زمینه‌های عمل، هر شعاری می‌تواند معنایی متفاوت داشته باشد. به این نکته باید نارسایی تاریخی زبان اعتراضی در ایران را نیز افزود. بر این اساس، باور ما به لزوم رمزگشایی و خوانش زمینه‌ای شعارها به جای پیوند دادن سریع آن به گروه‌های سیاسی داخلی و خارجی است.

در چنین شرایطی، خصوصاً به دلیل تفاوت‌های موجود در بستر اعتراضی در شهرها و نواحی مختلف، ارائه‌ی تحلیلی جامع بسیار دشوار، و بر اساس سطح دانسته‌های ما ناممکن است. از این رو، تنها به بیان نکاتی که به باورمان نیازمند هوشیاری و ملاحظه در موقعیت کنونی است بسنده می‌کنیم. نخست، آنچه این روزها در خیابان‌ها دیده می‌شود، مؤید انباشت توان بالقوه‌ی نیروهای آزادیخواه است؛ نیرویی که دست‌کم در یکصدسال اخیر، بارها کوشیده است تا با بازپس‌گیری خیابان، موضع انقلابی خود را تثبیت کند. ملاحظه‌گری اقتصادی در مصرف و پرهیز از اتلاف این نیرو، از مهم‌ترین مسئولیت‌های گروه‌های مختلف است. هدر رفت و استهلاک این نیرو می‌تواند خسارتی جبران‌ناپذیر بر بدنه‌ی جنبش‌های اجتماعی باشد. دوم، نگرانی دیگر ما این است که رویدادهای جاری زمینه‌ساز مطلق‌شدن قدرت حاکمیت در برابر نیروهای آزادی‌خواه را فراهم آورد. هرچند در صحنه‌ی نبرد نهایی، مواجهه با چنین قدرت مطلقی ضروری است، اما تا پیش از تشکل‌یابی نیروهای اجتماعی، چنین موقعیتی از یک‌سو موجب شکست جریانات کنونی است و از سوی دیگر، زمینه‌ساز فضای سرکوب و خفقانی که گریز از آن شاید برای دوره‌ای طولانی ناممکن خواهد بود. به باور ما، آنچه در شرایط کنونی ضروری است، حفظ نیروی انباشت‌شده‌ی معترضین و انتقال آن به گروه‌ها و رده‌های اجتماعی است. تشکل‌هایی که بتوانند با تقویت نیرو و تخیل انقلابی و تلاش در جهت به تصویر درآوردن بدیلی برای وضع موجود، به مثابه‌ی چرخ‌هایی کوچک مسئولیت میانجی‌گری انتقال حرکت به چرخ بزرگ انقلاب را ممکن سازند. تا آن زمان، اصرار و پافشاری بر اصلاحات رادیکالی که زمینه را برای چنین انتقالی فراهم می‌سازد و نیز تلاش برای حفظ انرژی انقلابی، ضروری است. نهایتا آن که دیگربار، بر لزوم حفظ نگاهی داخلیخاورمیانه‌ای در تحلیل، نقد، اعتراض و عمل تأکید می‌کنیم. به باور ما، تکرار نگاه‌های استعماری و فرامنطقه‌ای، تنها تحقق یافتن تاریخی را به تعویق می‌اندازد که ظهور خاورمیانه‌ای آزاد را نوید می‌دهد.

شکارچیان انسان

آنها می خواهند ما را در زندان به خاک بسپارند

آنها می خواهند ما را تا پیش شیطان دنبال کنند

اما شیطان ما را اصلا نمی خواهد

او چند هزارسالی برای شماها صبر کرده

منظورم شکارچیان انسان و پشت میزنشینان است

آنهایی که میلیون ها بار ما را به قتل رسانده اند

آنها دارند برای یقه های سفیدشان می لرزند

وقتی رهبرشان صدا می کند، آنها دنبالش می روند

آنها برای هر کثافتکاری خودفروشی می کنند

و دست به قتل می زنند بدون اینکه روش فکر کنند

آنها عامل هر تیراندازی هستند

منظورم شکارچیان انسان و پشت میزنشینان است

آنهایی که میلیون ها بار ما را به قتل رسانده اند

آنها زنجیر را روی یقه سفیدشون احساس می کنند

شکارچیان انسان، می توانید خرفهم بشوید؟

من نمی دونم چند نفر را تا به حال به قتل رسانده اید؟

اما می توانم یک چیز را به شما تضمین کنم

کله گنده های شما نمیتوانند برای همیشه حکومت کنند

شما می توانید ما را تعقیب کنید و به قتل برسانید

اما برای هر نفری که بدست شما بیافتد، دو نفر بلند می شوند

شما می توانید بنده گی کنید، شما می توانید دستور بدهید

و برعلیه همه ی ما بجنگید، اما شما بازنده اید.